سایپرز، باشگاه دانش - ارائه دهنده مقالات ژورنالهای خارجی

اطلاعات و مشخصات مقاله

[ 53 | جستجو | فهرست کلمات کلیدی | فهرست موضوعات | فهرست نویسندگان | فهرست ناشران | فهرست ژورنالها ]


عنوان مقاله:مفهوم خدا در فلسفه کانت
ناشر: [ Elsevier BV ]
ژورنال
دوره (شماره): (0)
سال انتشار:19 December 2014
شماره صفحات: 199203199-203
نشانگر دیجیتالی شیء:[ 10.1016/j.sbspro.2014.12.307 ]
شما اینجا هستید:
  1. Scipers, the Knowledge ClubScipers »
  2. Elsevier BV »
  3. Procedia - Social And Behavioral Sciences »
  4. The Idea of God in Kantian Philosophy

دسترسی بین المللی

اگر شما در داخل کشور (ایران) هستید و این صفحه را مشاهده می کنید، نشان می دهد که IP شما به هر دلیلی در لیست IP های ایران ثبت نشده است. برای رفع این مشکل کافی است IP خود را که در پایین این پیام درج شده از طریق آدرس ایمیل support@scipers.com به ما اطلاع دهید. پس از دریافت درخواست، کارشناسان فنی موضوع را بررسی می نمایند و در صورتی که محل اتصال شما از کشور ایران بوده باشد، به لیست استفاده کنندگان مجاز افزوده می شوید.
IP: 3.80.128.196

اطلاعات استنادی

اطلاعات استنادی این مقاله را به نرم افزارهای مدیریت اطلاعات علمی و استنادی ارسال نمایید و در تحقیقات خود از آن استفاده نمایید.

 

به اشتراک گذاری

این صفحه را با استفاده از انواع شبکه های اجتماعی با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

خلاصه مقاله، نویسندگان و کلمات کلیدی

The Idea Of God In Kantian Philosophy


مقاله: مفهوم خدا در فلسفه کانت

نويسنده:


خلاصه مقاله:


The issue of existence and justification of the Supreme Being is constantly approached by Immanuel Kant in his entire work. For Kant, the ultimate goal of the nature created by God id man as a moral being: the world was created according to man's moral needs. This is why it is said that, after Kant, teleology leads to a moral theology, one that is not about the possibility of proving rationally God's existence but which is about stating that moral life is possible only if God exists. Under these circumstances, though the “idea of God” is presupposed in most Kantian works, we insist, below, particularly on what is debated when appealing to practical reason. In the theoretical philosophy of the Critique of Pure Reason, the idea of God as Unconditioned, as a being that is absolutely necessary, is seen as a transcendental ideal determined through an idea as a prototype of perfection necessary to everything that is contingent and determined in our sensible world: what we can do to conciliate sensible experience with the Absolute Being is to presuppose an extra-phenomenal reality designated as transcendental object: we presuppose its existence but we cannot get to know it. Later, in Critique of Practical Reason, God is postulated (together with soul's immortality) as a condition of the supreme value of moral life, the Sovereign Good (union of virtue with happiness). Since in the sensible world moral conduct does not warrant proportional happiness, the virtuous ones has strong reasons to believe in the reparatory intervention of a superior power: God, as moral ideal and warranty of moral order. “Morality leads, inevitably, to religion, through which it (morality) extends over a moral Lawgiver” claims Kant. Under these conditions, religion, understood as the belief in the existence of a supreme Lawgiver, has, for Kant, an exclusively moral substance. In the last part of the present study we insist on the work Religion within the Limits of Reason Alone, we attempt at arguing the possibility of discovering some elements of “philosophical Christology” in Kant's practical philosophy: first, because, for the philosopher of Konigsberg, Christian doctrine provides the only concept of Sovereign Good that meets the exigencies of practical reason; and second, because we consider significant Kant's debates on God's Son as impersonated idea of the Good, the Perfect Man well-pleasing to God, Moral Personality, noumenal archetype originating in mankind, etc.


موضوع وجود و توجیه از عالی بودن به طور مداوم توسط امانوئل کانت در کل کار خود را با نزدیک شدن. برای کانت، هدف نهایی از طبیعت خدا شناسه انسان به عنوان یک موجود اخلاقی ایجاد: جهان با توجه به نیازهای اخلاقی انسان ایجاد شده است. به همین دلیل است گفته می شود که پس از کانت، غایت شناسی منجر به الهیات اخلاقی، یکی این است که در مورد امکان اثبات عقلانی وجود خدا نیست، بلکه که در مورد بیان کرد که زندگی اخلاقی ممکن است تنها اگر خدا وجود دارد. تحت این شرایط، هر چند "مفهوم خدا" در بسیاری از آثار کانت پیش فرض، ما اصرار دارند، در زیر، به ویژه در آنچه که مورد بحث هنگامی که توسل به عقل عملی. در فلسفه نظری از نقد عقل محض، مفهوم خدا به عنوان غیرشرطی، به عنوان یک موجود است که کاملا ضروری است، به عنوان یک ایده آل متعالی تعیین از طریق یک ایده به عنوان یک نمونه اولیه از کمال لازم برای همه چیز است که مشروط و مشخص در دیده جهان محسوس آنچه را که ما می توانید انجام دهید به مصالحه تجربه معقول با وجود مطلق است که به فرض یک واقعیت فوق العاده به عنوان شی متعالی: ما وجود آن را پیش فرض اما ما هم نمی توانند به آن را می دانم. پس از آن، در نقد عقل عملی، خدا به عنوان یک شرط از ارزش عالی زندگی اخلاقی مطرح میشود (همراه با جاودانگی روح)، پادشاه خوب (اتحادیه فضیلت با شادی). از آنجا که در جهان محسوس رفتار اخلاقی خوشبختی متناسب حکم نیست، آنهایی که با فضیلت دلایل قوی به در مداخله reparatory از یک قدرت برتر اعتقاد دارند: خدا، به عنوان ایده آل اخلاقی و گارانتی نظم اخلاقی است. "اخلاق منجر می شود، به ناچار، به مذهب، که از طریق آن (اخلاق) بیش از یک شارع اخلاقی گسترش" ادعا می کند کانت. تحت این شرایط، دین، به عنوان باور به وجود یک شارع عالی درک، است، برای کانت، یک ماده منحصرا اخلاقی. در آخرین بخش از مطالعه حاضر، ما در دین کار در محدوده فقط خرد اصرار دارند، ما در استدلال امکان کشف برخی از عناصر "مسیح فلسفی" در فلسفه عملی کانت تلاش: اول، به دلیل، برای فیلسوف Konigsberg ، آموزه مسیحی تنها مفهوم حاکمیت خوب که مطابق با مقتضیات عقل عملی را فراهم می کند. و دوم، چرا که ما بحث قابل توجهی کانت در پسر خدا را به عنوان ایده جعل هویت از خوب در نظر بگیرید، انسان کامل خشنود به خدا، شخصیت اخلاقی، نمونه اولیه وابسته به معنویات و خدایان منشاء آن در انسان، و غیره



[ ]

 

برگشت به بالا
× 🎁
رونمایی از اولین و تنها ربات تلگرامی جستجوی مقالات ژورنالی
×